خبرگزاری حوزه | تحولات اخیر منطقه و جهان، پرسش از ظرفیتِ مقاومت را برای انسانها و پیروِ آن، سینما جدیتر کرده است. تجربههای تلخ و شیرینِ زندگی زیر فشار جنگ، امدادرسانی و ایستادگی مردم، از یکسو، تأثیر مقاومت در شکستن هیمنه پوشالی زورگوهای بینالمللی از سوی دیگر، جلوههایی برای روایت پدید آورده که میتواند سالها با دیدگاههای مختلفی در جهانِ رسانه، روایت شود؛ برای سینمای مقاومت، این ظرفیت، امکان گفتوگو با مخاطبانی تازه را فراهم کرده است که پیش از این ممکن بود، با انگارههایِ تلقینشده و مدیریتشدهی زورمندان، به این موضوع کمتر گرایش داشتند.
جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت برای بهرهگرفتن از این ظرفیت، پشتوانهای نوزدهدورهای دارد. در این سالها فیلم پذیرفته، آثار را به نمایش گذاشته و به داوری سپرده است. در دوره اخیر، نمایش آثار در فرهنگسراها و میدانها کوششی برای گسترش دایره مخاطبان بود. در اختتامیه نیز تجلیل از هنرمندانی که سالها در بومِ هنر کوشیدهاند مانند احمد نجفی اقدامی ارزشمند و شایستهی تقدیر بود؛ ایکاش، مراسم به گونهای مدیریت میشد که میتوانست توجه حاضران را تا پایان حفظ کند و به فیلمها و سازندگانشان مجال دیدهشدنِ بیشتر و بهتر بدهد.
با توجه به این موارد، به نظر میرسد مراسم اختتامیه نوزدهمین دوره در شأن سابقه و موضوع این جشنواره برگزار نشد. مراسم با تأخیر قابلتوجهی آغاز شد تا جایی که در نیمه دوم مراسم، بیش از نیمی از صندلیهای سالن خالی شد. شروع دیرهنگام و ریتم یکنواخت برنامه، توجه مخاطب را درست در شبی فرسوده کرد که جشنواره قرار بود حاصل کار خود را عرضه کند. اجرای شادابتر در چنین مراسمی با وقتشناسی، تنوع در ترتیب بخشها، سخنرانیهای کوتاهتر و اجرایی ممکن میشود که سینما و مخاطب آن را بشناسند؛ باید ضرباهنگ برنامه به گونهای در اختیار گرفته میشد که با سطح یک جشنواره بینالمللی همخوانی داشته باشد.
حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، و علیرضا زاکانی، شهردار تهران، هر دو در اختتامیه سخنرانی کردند. شهرداری در فراهمکردن امکان نمایش آثار در فرهنگسراها سهم داشت و قدردانی از این همکاری بجا بود. با این حال، چه ضرورتی داشت که هر دو مقام در وقت محدود اختتامیه سخنرانی کنند؟ سهم هر سخنرانی باید با نسبتی که با کار جشنواره دارد و ارزشی که برای مخاطب ایجاد میکند سنجیده شود. هرچه برنامه بیشتر بر پایه جایگاه اداری مهمانان چیده شود، وقت و توجه کمتری به فیلمها و صاحبان آثار میرسد.
حضور طیف گستردهتری از هنرمندان نیز میتوانست به اختتامیه وزن حرفهای بیشتری بدهد. بازیگران و کارگردانانی که مخاطب عام کارشان را دنبال میکند و دل در گروِ مقاومت دارند، جایِ خالیشان فراوان حس شد؛ حضور ایشان در کنار مستندسازان، منتقدان و فیلمسازان جوان، میتواند دامنه گفتوگو درباره آثار را از حلقه آشنای جشنواره فراتر ببرد. شکلگرفتن چنین جمعی به رابطهای نیاز دارد که دبیرخانه در طول سال با جامعه سینمایی برقرار کند.
ترکیب هیئت داوران هم یکی از نشانههای همین رابطه است. در هیئت داوری فیلم بلند این دوره چهرههای باسابقهای چون علیرضا زریندست و کمال تبریزی حضور داشتند. با این پشتوانه نیز جا داشت ترکیب داوری با تنوع بیشتری از تجربههای حرفهای و دیدگاههای زیباییشناختی شکل بگیرد. انتشار توضیحی کوتاه درباره معیارها و دلایل انتخابهای اصلی نیز به فیلمسازان و مخاطبان امکان میدهد دریابند جشنواره چه دستاوردی را در آثار برگزیده به رسمیت میشناسد.
بخشی از کار جشنواره این است که نشان دهد فیلمها چگونه با روایت، تصویر و صدا به تجربه جنگ و ایستادگی صورت میدهند و چه چیزهایی را از زندگی آدمها دیدنی میکنند. همین توجه به شیوه بیان باید در برگزاری خود جشنواره نیز دیده شود. هزینهای که صرف طراحی حرفهای مراسم، انتخاب مجری، ارتباط پیوسته با سینماگران و داوری سنجیده میشود، سرمایهگذاری در هنر مقاومت است. جدیتی که جشنواره از جامعه سینمایی و مخاطبانش انتظار دارد، باید نخست در تصمیمهای برگزارکنندگانش دیده شود.
محمدحسن ضیاءالدینی
۱۵/۰۸/۱۴۰۵










نظر شما